- 22 مرداد 1405
- کد خبر 23830
- پرینت
- کپی لینک کوتاه
اگر بنزین کم است طبق عدالت اسلامی کاهش سهمیه میتواند ابزار مدیریت مصرف باشد اما گران کردن آن یعنی بنزین برای پولدارها موجود و برای سایر مردم ضعیفتر ممنوع است.
بنزین اساسا برای حملونقل مصرف میشود و مسئله عدالت درباره فرد فاقد خودرو نیز باید با حملونقل عمومی ارزان و مناسب یا افزایش قدرت خرید و تولید خودروی اقتصادی حل شود، نه با اختصاص سهمیه بنزین در طرح یارانه انرژی خانوار به فردی که خودرو ندارد که عین مدل کالابرگ و سایر یارانهها، مبلغ کمی به مردم پرداخت اما چندبرابر آن با تورم از جیب آنها برداشت خواهد شد.
در شرایط کمبود نیز قیمت تنها ابزار سیاستگذاری نیست. میتوان سهمیه را مدیریت کرد، مصرفهای ضروری را در اولویت قرار داد، اتلاف را کاهش داد، حملونقل عمومی را توسعه داد، نظارت را تقویت کرد و با قاچاق برخورد کرد. عجیب آن است که افزایش قیمت بنزین توسط مسئولان داخلی در میانه جنگ در آمریکا و اروپا به درستی عامل افزایش هزینه و تورم دانسته میشود اما همان سیاست در ایران توسط همان مسئولان گاهی قرار است تورم را کنترل و اقتصاد را رونق دهد!
با این طرح هزینه ماهانه چند میلیون راننده تاکسی ماهانه میانگین ۵۰ میلیون افزایش یافته و هزینه حملونقل اقشار عادی نیز ماهانه دهها برابر بیشتر و حتی بیش از حقوق دریافتی آنان خواهد شد که این هزینه ابتدا بر اقشار فاقد خودرو از طریق افزایش کرایهها وارد میشود، سپس کارگران و اقشار متوسطی را که به دلیل فاصله محل کار و ضعف حملونقل عمومی ناچار به رفتوآمد طولانی هستند تحت فشار قرار داده و بعد از مسیر حملونقل منجر به شوک سنگین تورمی قیمت کالا و خدمات منتقل میشود.
اما درباره عدد ۸۷ هزار تومان نیز اینکه یک نرخ در سازوکار بازار انرژی یا بر اساس قیمتهای منطقهای تعیین شود، به معنای آن نیست که همان عدد هزینه واقعی تولید بنزین در پالایشگاه ایرانیست. وقتی صورت مالی پالایشگاهها هزینههایی با زیر یک بیستم این نرخ را نشان میدهد، نمیتوان صرفا با رسمی کردن یک عدد آن را نرخ تمامشده تولید معرفی کرد.
استدلال دیگر، متهم کردن مردم به مصرف بالاست. ایران بزرگترین دارنده ذخایر هیدروکربوری جهان است و آمریکا با وجود رتبه هشتم ذخایر هیدروکربوری، روزانه حدود ۲۲ میلیون بشکه نفت تولید و تولید نفت ایران حدود ۴.۵ میلیون بشکه است. آمریکا روزانه حدود ۱.۵ میلیارد لیتر بنزین تولید و حدود ۱.۴ میلیارد لیتر مصرف میکند اما ایران حدود ۱۲۰ میلیون لیتر تولید و تقریبا همین میزان مصرف میکند. جمعیت آمریکا حدود پنج برابر ایران است اما تولید بنزین آن بیش از ۱۲ برابر و مصرف آن بیش از ۱۱ برابر ایران است. آمریکا بزرگترین مصرفکننده بنزین جهان است و ایران حدود رتبه دوازدهم تا پانزدهم مصرف کل و حدود رتبه سیام مصرف سرانه را دارد.
پس اگر کسری داریم، باید پرسید چرا ظرفیت تولید و پالایش متناسب با نیاز کشور توسعه پیدا نکرده، سرمایهگذاری کافی انجام نشده است!
قاچاق سوخت نیز همین مسئله را نشان میدهد. اگر ادعای قاچاق روزانه ۲۰ تا ۵۰ میلیون لیتر درست باشد، چنین حجمی نزدیک به یکپنجم توزیع روزانه سوخت کشور است و انتقال آن با حدود ۱۵۰۰ نفتکش و صفی بیش از ۱۶.۵ کیلومتر امکانپذیر میشود.
چگونه چنین حجم عظیمی میتواند هر روز از مقابل پالایشگاهها، جایگاهها، جادهها، مرزها، سامانههای نظارتی، هزاران مأمور، پاسگاه و دوربین در کشوری که در جنگ توانسته تجهیزات پیشرفته دشمن از جمله F35 و ناو هواپیمابر را هدف قرار دهد و از سامانههای گسترده اطلاعاتی، موشکی، پهپادی و مرزبانی برخوردار است، عبور کند و شناسایی نشود؟
در پایان اگر بنزین کم است، سهمیه را مدیریت کنید نه اینکه فقر را معیار محرومیت قرار دهید. اگر قاچاق وجود دارد، قاچاقچی را متوقف کنید نه مصرفکننده را تنبیه کنید. اگر تولید کم است، تولید را افزایش دهید نه اینکه ضعف تولید را با قیمت بالاتر جبران کنید. اگر کسری وجود دارد، ریشههای کسری را اصلاح کنید نه اینکه با شوک قیمتی آن را از دولت به سفره مردم منتقل کنید.
شوک ۲۰ برابری قیمت بنزین پس از تجربه آبان ۹۸ و جراحی خونین اقتصادی دیماه که منجر به جنگ و کودتا شد آن هم در میانه شاهکار تورم نقطه به نقطه ۸۸ درصدی و تورم ۳رقمی کالاهای اساسی فقط زمینه ایجاد گام دوم کودتا، آشوب و اغتشاش، براندازی و زمینه سازی برای جنگ گستردهتر علیه کشور بوده و نقش سرویسهای جاسوسی دشمن در این حوادث کاملا مشهود است.
(سیدامیرحسین حسینی)
پایان پیام
